دپارتمان حسابداری و امور مالی

 

حمید مستغیث

کارشناس اقتصادی بازرگانی

مشاور مالی و وکیل مالیاتی

کارشناس حسابداری، قوانین بیمه تامین اجتماعی و قانون کار شامل

قرارداد نویسی مطابق قانون کار، محاسبه حقوق و دستمزد، حسابداری شرکت های خدماتی، تولیدی، بازرگانی و پیمانکاری

نویسنده کتاب محاسبات حقوق و دستمزد

امروز با توجه به تغییرات سریع و همچنین وجود قوانین متعدد مانند قانون مالیات های مستقیم، قانون ارزش افزوده، قانون تامین اجتماعی و تکالیف متعدد قانونی از جمله ارسال معاملات فصلی، لیست حقوق و دفاتر قانونی و ارتباط پیچیده قوانین و تکالیف نیاز به فردی آشنا و مسلط به موارد فوق آشکار می شود.

محورهای فعالیت دپارتمان:

Managerial Finance مدیریت مالی: پس از پایان دوره ی های مالی و نهایتا پایان سال مالی هر شرکت اقدام به تهیه صورت های مالی می نماید، شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس و اوراق بهادار مستلزم تهیه چهار صورت مالی طبق قوانین می باشند. اعتبار صورت های مالی تهیه شده توسط حسابرسان رسمی تائید شده در اختیار عموم قرار می گیرد.

صورت های مالی دارای اطلاعات بسیار حائز اهمیتی می باشند به نوعی که علاوه بر وضعیت فعلی می توان با استفاده از ابزار های مالی چشم اندازی هم برای آینده شرکت تصور نمود.

   

تمامی آیتم های جدول فوق از صورت های مالی استخراج می شود و مورد محاسبات قرار می گیرد، هر آیتم مفهومی دارد برای مثال مفهوم نسبت جاری عبارت است ازاندازه گیری توانایی پرداخت بدهی های کوتاه مدت، هر چه این نسبت بالاتر باشد،احتمال بیشتری وجود دارد که شرکت بتواند تعهدات کوتاه مدت خود را بپردازد و بیانگر وضعیت مطلوب  نقدینگی می باشد. در مقابل اگر این نسبت بیش از اندازه بزرگ باشد، بیانگر عدم بکارگیری مناسب دارایی ها می باشد و نهایتا نسبت جاری کمتر از یک بدین معناست که شرکت سرمایه در گردش منفی دارد و احتمالا با بحران نقدینگی روبروست.

 

Income smoothing (هموارسازی سود): سود حسابداری به عنوان یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین ارزش بنگاه اقتصادی تلقی می‌گردد که مورد استفاده سهامداران، سرمایه گذاران و اعتباردهندگان قرار می‌گیرد.

از آنجایی که محاسبه سود بنگاه اقتصادی متاثر از روش‌ها و برآوردهای حسابداری است به همین دلیل موضوع هموارسازی مورد توجه بوده و مقصود از هموارسازی سود، ایجاد رشد ثابت وکاهش نوسانات سود می‌باشد.

هموار سازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت به طوری که باعث شود شرکت در طول چند دوره مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. و هدف اصلی در هموارسازی سود این است که شرکت را در نظر سرمایه‌گذاران و سهامداران با ثبات و پویا نشان دهد.

 

تعیین Earnings quality (کیفیت سود): سود به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص ‌ها برای اهداف متعددی همچون عملکرد مدیریت شرکت و همچنین به منظور بهبود تصمیمات مربوط به سرمایه‌گذاری در کانون توجه سرمایه‌گذاران و اعتبار دهندگان است. به دنبال بحران‌های مالی و ورشکستگی شرکت‌های بزرگ، توجه تحلیلگران مالی از تأکید صرف بر رقم سود، به سمت کیفیت سود سوق پیدا کرده است. به‌عبارتی، نزدیکی بیشتر سود حسابداری به سود اقتصادی، بیانگر کیفیت بیشتر سود است.

مفروضات رفتاری: لازمه هر کسب و کاری اطمینان بخشی به سرمایه گذاران می باشد در این مسیر از مفروضات رفتاری برای تشریح روشی که سرمایه گذار  به کمک آن طرح ها را در شرایط نا مطمئن ارزیابی می کند، استفاده می شود. به طور کلی، فرض بر این است که مدیران ریسک گریز هستند. این بدان معنی است که مدیران، طرح های مخاطره آمیز دارای ریسک را نمی پذیرند؛ مگر اینکه سود مورد انتظار آن ها زیاد باشد که فقط در آن صورت امکان دارد چنان ریسکی را بپذیرند. به عبارت دیگر ریسک گریز بودن بدان معنی است که مدیران فقط در صورتی ریسکهای اضافی را خواهند پذیرفت که بازده سرمایه گذاری تا مبلغ قابل توجهی افزایش یابد.

برای درک راحت تر موضوع منحنی بی تفاوتی را رسم می کنیم.

بر روی منحنی بی تفاوتی R که دارای شیب صعودی است برای نشان دادن ریسک گریز بودن مدیران استفاده می شود. در روی این منحنی هر نقطه نشان دهنده مقدار بازدهی است که مدیران در ازای پذیرفتن آن مقدار از ریسک انتظار دارند دریافت کنند. برای مثال، فرض کنید نقطه A نشان دهنده کل ریسک شرکت و نقطه B نشان دهنده بازده مورد نظر (برای پذیرفتن آن ریسک) است. برای اینکه شرکت، خود را در معرض ریسک ‘A قرار دهد، انتظار دارد که بازده مورد النتظار به نقطه ‘B برسد. افزایش ریسک از نقطه A به ‘A مستلزم این است که بازده به مقدار بیشتری افزایش و از B به ‘B برسد. بنابراین هر قدر شیب منحنی تندتر باشد، شرکت مربوط ریسک گریزتر (محافظه کارتر) است.

مسئله ریسک گریز بودن مدیران دو معیار به دست می دهد که می توان با آنها میزان مطلوبیت طرح های مخاطره آمیز (دارای ریسک) را درجه بندی کرد. این دو معیار عبارت اند از:

الف- اگر بازده مورد انتظار دو طرح یکسان باشد، مدیر طرحی را انتخاب می کند که دارای ریسک کمتری است.

ب- اگر دو طرح دارای ریسک یکسان باشند، مدیر طرحی را ترجیح می دهد که بازدهی مورد انتظار آن بیشتر است.